درآمد در گزینه های باینری

چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم

آشنایی با روش‌های مدیریت سرمایه در بازارهای مالی

برای ورود به بازار سرمایه تنها تحلیل تکنیکال کافی نیست. همانطور که می‌دانید مهمترین موضوع این می‌باشد که بتوانید از دارایی خود پول بسازید. اگر دانش کافی در این زمینه را نداشته باشید، همه سرمایه‌تان را از دست می‌دهید.

به گزارش خبرگزاری موج، برای ورود به بازار سرمایه تنها تحلیل تکنیکال کافی نیست. همانطور که می‌دانید مهمترین موضوع این می‌باشد که بتوانید از دارایی خود پول بسازید. اگر دانش کافی در این زمینه را نداشته باشید، همه سرمایه‌تان را از دست می‌دهید.

برای اینکه بتوانیم در بازار سود خوبی برداشت کنیم، باید ۳ مورد زیر را در معاملات خود بکار ببرید:

  • مدیریت سرمایه
  • تحلیل بازار
  • روانشناسی بازار

دانستن هر کدام از این موارد برای کسانی که می‌خواهند وارد این حرفه شوند ضروری است.

در ادامه با گزینه مدیریت سرمایه بیشتر آشنا می‌شوید.

منظور از مدیریت سرمایه چیست؟

اکثر افراد فکر می‌کنند تحلیل تکنیکال برای کسب سود از بازار کافی است، اما اگر نتوانیم سرمایه خود را مدیریت کنیم و ندانیم که چه مقدار از سرمایه خود را وارد معامله کنیم، اشتباه بزرگی کرده‌ایم.

اصلی‌ترین هدف در مدیریت سرمایه، کم کردن ضرر و افزایش سود است، یعنی بتوانیم در معاملات اشتباه ضرر کمتر، و در معاملات درست سود زیادی داشته باشیم.

با داشتن مدیریت درست روی سرمایه خودمان سود‌های خوبی می‌توانیم به دست بیاریم. این را به یاد داشته باشید که اولویت اول حفظ سرمایه است! برای درک بهتر مبحث مدیریت سرمایه، می‌توانید صفحه آموزش معاملات بازارهای مالی را مشاهده کنید.

انواع روش های مدیریت سرمایه

برای داشتن مدیریت درست سرمایه یک سری قوانین باید رعایت شود. در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

  • ضرر‌های خود را محدود کنید
  • حجم معاملات رو معقول و استاندارد انتخاب کنید
  • نسبت سود به ضرر را حتماً رعایت کنید
  • به حجم معامله زمانی که در ضرر است اضافه نکنید
  • حد ضرر رو قبل از باز کردن معامله مشخص کنید
  • حد ضرر مجاز روزانه، هفتگی و ماهانه رو برای خودمون مشخص کنیم

حالا با توجه به نکات بالا باید یک سیستم مدیریتی خوب برای مدیریت سرمایه طراحی کنیم. داشتن یک سیستم مدیریت سرمایه برای یک تریدر موفق، واجب و ضروری است.

مدیریت سرمایه1

مواردی که به آنها اشاره کردیم بصورت خلاصه و تیتروار بود. اگر تمایل دارید تا اطلاعات بیشتری در زمینه بازارهای مالی بدست بیاورید و همیشه با جدیدترین متد روز دنیای معامله گری همراه باشید، پیشنهاد می‌کنیم از این وبسایت آموزشی و خبری استفاده نمایید.

در ادامه برای طراحی این سیستم، یک سری نکات را بازگو می‌کنیم.

آموزش کامل مدیریت سرمایه

برای طراحی سیستم مدیریت سرمایه معیار‌ها و نکاتی را باید در نظر بگیریم که در پایین به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

استراتژی ورود به معامله

وقتی معامله را باز می‌کنیم، حتماً باید بدانیم چرا و به چه دلیلی می‌خواهیم وارد معامله شویم. در واقع برای ورود به معامله باید استراتژی داشته باشیم.

استراتژی تعیین حد ضرر اولیه

قبل از باز کردن معامله باید بدانیم که اگر بازار برخلاف نظر ما حرکت کند و ما ضرر کنیم، تا چه اندازه می‌تونیم ضرر را تحمل کنیم. بعد از ورود به معامله اگر بخواهیم به این مورد فکر کنیم، مثل این است که سوار ماشین بدون ترمز شده باشیم! قبل از ورود به هر معامله باید حد ضرر خود را تعیین کنید تا در حین معامله هیجانی رفتار نکنید. حد ضرر از مهمترین اصول تریدینگ می‌باشد.

مشخص کردن حجم معامله

انتخاب حجم معامله باید بر اساس مقدار کل سرمایه ما باشد. فراموش نکنیم که حفظ سرمایه از کسب سود اهمیت بیشتری دارد.

بسیاری از معامله‌گران بر این باورند که حداکثر ریسک برای هر معامله نباید بیشتر از ۳ درصد کل سرمایه باشد. با این روش حتی اگر ۱۰ معامله اشتباه پیش برود، باز هم ۸۰ درصد سرمایه ما حفظ شده است. اگر یک تریدر مبتدی هستید، پیشنهاد می‌کنم از این روش استفاده کنید!

تعیین حداکثر ضرر در دوره زمانی

باید برای مقدار ضرر مشخص شده، دوره زمانی هم مشخص کنیم. یعنی اگر در بازه زمانی مشخصی، به مقدار ضرر مشخص شده از قبل رسیدیم، وارد معامله نشویم و از بازار دور شویم. با این کار می‌توانیم به ذهن خود استراحت چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم داده و کنترل بهتری روی احساسات خود داشته باشیم. پس برای حد ضرر خود زمان مشخصی تعیین کنید تا دچار فرسایش نشوید.

شما می‌توانید بر اساس رویه ریسک‌پذیری خودتان، ضرر‌های زمانی رو به تایم فریم معاملاتی خود اضافه کنید.

تقسیم معاملات به دو یا چند قسمت

برای اینکه بتوانیم مقدار سود خودمان را در بازار بالا ببریم، استراتژی معامله چند قسمتی گزینه مناسبی است. برای این کار یک قسمت از حجم معامله خود را با سود نسبتاً کم چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم می‌بندیم و بقیه حجم را برای هدف و هدف‌های بالاتر و یا بلند مدت باز نگه می‌داریم.

استراتژی خروج و تعیین حد سود

دقیقاً مثل حد ضرر، چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم حد سود هم باید قبل از باز کردن معامله مشخص باشد. وقتی می‌خواهید از خانه بیرون بروید، اگر مقصدی نداشته باشید در خیابان سرگردان می‌شوید!

نسبت سود به ضرر

برای به دست آوردن این نسبت، حد سود را تقسیم بر حد ضرر می‌کنیم. هر چه عدد به دست آمده از ۱ بزرگتر باشد، معامله بهتر و سود دهی بیشتری داریم. نسبت زیر ۱ یعنی ریسک معامله بالا است و باید از انجام آن معامله پرهیز کنیم.

استراتژی جا به جایی حد ضرر

هر چقدر تلاش کنیم یک استراتژی ورود درست داشته باشیم، تا وقتی معاملات به درستی بسته نشوند و سودی به دست نیاوردیم، نمی‌توانیم بگوییم استراتژی ما موفق است! وقتی معامله‌ای باز است، باید برای جابجایی حد ضرر هم یک استراتژی داشته باشیم.

تمامی مواردی که اشاره کردیم در کنار روانشناسی معاملاتی، بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می‌آورد. برای اینکه بیشتر در این زمینه آگاهی پیدا کنید، می‌توانید از طریق صفحه مقالات آموزشی بازارهای مالی، اطلاعات خود را افزایش دهید.

سیستم مدیریت سرمایه خود را بسازید

ما می‌توانیم یک سیستم مدیریت سرمایه برای خودمان طراحی کنیم. هرکسی باید با توجه به روحیات خود، بهترین سیستم را برای خود طراحی و آن را مکتوب کند.

یادمان باشد یادداشت‌برداری در این زمینه بسیار مؤثر است و از سردرگمی ما جلوگیری می‌کند.

وقتی با قوانین خود پیش برویم و آن را به شکل منظم رعایت کنیم، مسیر روبروی ما هموارتر می‌شود.

با نوشتن سیستم طراحی شده می‌توانیم راه رو بهتر ببینیم و در شرایط مختلف بازار، روی معاملات خودمان کنترل بهتری داشته باشیم.

۸ گام برای داشتن یک برنامه معاملاتی موفق

بازار بورس تا حدودی شبیه میدان مبارزه است باید خیلی سریع تصمیم بگیرید حاضرید چه چیزی را از دست بدهید تا چه چیزی را بدست بیاورید.پس لازم است از قبل خود را برای این مبارزه هیجان انگیز آماده کنید.در ادامه به مواردی می پردازیم که بهتر است قبل از ورود به بازار به آن ها توجه کنید.

ارزیابی توانایی ها

آیا برای معامله آماده هستید؟ آیا می توانید بدون هیچ تردیدی سیگنال هایتان را چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم دنبال کنید؟ همانطور که گفتیم معامله جنگ بین دادن و گرفتن است؛ رشد و سود در بازار از محل قسمتی از بازار که کمبود اطلاعات دارند و پولشان را از طریق اشتباهات پر هزینه به راحتی از دست می دهند کسب می شود.

آمادگی ذهنی

چه حسی دارید؟ آیا شب‌ها خوب می‌خوابید؟ چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم برای چالش‌های پیش رو آماده‌اید؟ اگر ازلحاظ عاطفی و روانی آماده مبارزه نیستید بهتر است یک روز مرخصی بگیرید در غیر این صورت ممکن است حتی فرش زیر پایتان را از دست بدهید. این اتفاق قطعاً می افتد.

اگر عصبانی یا خیلی گرفتار هستید یا به‌واسطه کاری که به عهده‌دارید تمرکز ندارید.خیلی از معامله گران یک جمله مثبت برای شروع روز معاملاتی دارند. سعی کنید شما هم برای خود چنین جمله‌ای بسازید.

سطح ریسک تعیین کنید

در هر معامله حاضرید چقدر از سبد سهام خود را به خطر بیندازید؟ این سطح می‌تواند بین ۱ تا ۵ درصد سبد شما باشد.این یعنی اگر شما آن مقدار را از دست دادید از بازار خارج می‌شوید و بیرون می‌مانید. این سطح بستگی به مدل معامله‌گری و تحمل ریسک شما دارد.اگر روز معاملاتی مطابق پیش‌بینی شما جلو نمی‌رود بهتر است فردا شروع کنید.

هدف تعیین کنید

قبل از اینکه وارد یک معامله شوید یک سود پیش‌بینی شده و نسبت ریسک به پاداش (یعنی برای هر ریال پاداش حاضرید چند ریال ریسک کنید) را مشخص کنید.حداقل نسبت ریسک به پاداشی که می‌پذیرید چقدر است؟

بسیاری از معامله گران وارد یک معامله نمی‌شوند مگر اینکه سود حداقل سه برابر ریسک باشد یعنی به ازای هر ریال ریسک ۳ ریال پاداش وجود داشته باشد.حد سود هفتگی ، ماهانه و سالانه به ریال یا بر اساس درصدی از پرتفوی تعیین کنید و به‌طور منظم آن را ارزیابی کنید .

تکالیف خود را انجام دهید

قبل از اینکه بازار باز شود ، چه اتفاقی در جهان در حال وقوع است؟بازارهای خارجی مثبت هستند یا منفی؟ شاخص قبل از شروع بازار مثبت است یا منفی؟ شاخص‌ها یک‌راه خوب برای این است که ببینیم بازار در چه حال است؟

مثلاً بهتر است قبل از انتشار خبرهای مهم خریدوفروش نکنیم و تا بعد از انتشار اخبار صبر کنیم.

قواعدی برای خروج تعیین کنید

بیشتر معامله گران به‌اشتباه ۹۰ درصد تلاش خود را روی پیدا کردن سیگنال‌های خرید می‌گذارند ولی خیلی کم به این توجه می‌کنند که چه زمانی باید از بازار خارج شوند.

بسیاری از معامله گران وقتی منفی هستند نمی‌توانند بفروشند چون حاضر نیستند زیان را متحمل شوند.اگر زیان را نپذیرید هیچ‌وقت یک معامله‌گر نمی‌شوید.

مسئله را شخصی نکنید حتی معامله گران متخصص هم ممکن است زیان کنند. ولی آن‌ها با مدیریت سرمایه و محدود کردن زیان‌ها درنهایت سودده هستند.

قبل از ورود به معامله باید حد ضرر و سود هدف مشخص کنید.یعنی تعیین کنید اگر به چه حدی از زیان رسیدید از بازار خارج می‌شوید این یعنی بر ترس خود غلبه کنید و همچنین تعیین کنید با کسب چه مقداری از سود از بازار خارج می‌شوید این یعنی به طمع خود غلبه کنید.

قوانین ورود به بازار وضع کنید.

این مورد بعد از قوانین خروج آورده شده است. به یک دلیل : خروج خیلی مهم‌تر از ورود است.

یک قانون ورود معمولی می‌تواند به این صورت باشد: اگر سیگنال الف دریافت شود و سود هدف (تارگت) حداقل سه برابر حد ضرر ما باشد بنابراین سهام ایکس را می‌خریم. سیستم شما باید آن‌قدر پیچیده باشد که نتیجه بدهد و آنقدر ساده باشد که بتواند تصمیمات آنی بگیرد.

اگر به‌عنوان‌مثال ۲۰ شرط برای ورود به معامله بگذارید تقریباً معامله را برای خود غیرممکن کرده‌اید.به همین دلیل است که کامپیوترها معامله گران بهتری از انسان‌ها هستند چون لازم نیست حس خوبی داشته باشند تا معامله کنند یا اینکه عصبانی نمی‌شوند. هر تصمیم آن‌ها بر مبنای احتمالات است.

اطلاعات معاملات خود را روزنگار کنید.

همه‌کسانی که در معاملات موفق بوده‌اند کسانی هستند که در نگهداری اطلاعات موفق بوده‌اند.اگر در یک معامله سود کرده‌اند می‌خواهند بدانند که علت دقیقاً چه بوده است .همین‌طور وقتی ضرر کرده‌اند دنبال علت هستند، تا از تکرار غیرضروری اشتباهات جلوگیری کنند.

اطلاعات را با جزئیات یادداشت کنید مثل سود هدف، ورود و چگونه استراتژی معاملاتی خوب داشته باشیم خروج در هر معامله زمان،حمایت‌ها و مقاومت‌ها، قیمت شروع و پایان هرروز.این اطلاعات را جمع‌آوری کنید تا هر بار بتوانید سیستم معاملاتی خود را ارزیابی کنید و نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید.

لبه معاملاتی

لبه معاملاتی یا Trading Edge در فرهنگ معامله‌گری شرایطی را بیان می‌کند که در آن، احتمال رخ دادن یک رویداد بیشتر از رویداد دیگر است. به زبان ساده‌تر می‌توان گفت که احتمال برد در یک معامله بیشتر از شکست در آن باشد. یک معامله‌ی موفق زمانی اتفاق می‌افتد که معامله‌گر، توان شناخت عناصری در بازار را پیدا ‌می‌کند که به او مزیت یا بینشی در خصوص چگونگی عملکرد در یک معامله را می‌دهد. لبه معاملاتی دلیلی برای جستجوی سیستم‌ها و استراتژی‌های معاملاتی است. سودآوری افراد را علاقه‌مند می‌کند تا به عنوان سرمایه‌گذار وارد بازارهای سرمایه ‌­شوند. سودآوری با استراتژی معامله ارتباط مستقیم دارد؛ اما لبه معاملاتی را فراتر از یک استراتژی مجزا می‌دانند. حرفه‌ای‌ها در بازار سرمایه از متد‌های مخصوص به خود استفاده می‌کنند؛ این روش‌ها ترکیبی از عوامل مختلف می‌باشند. معامله‌گران ساعت‌ها، روزها و یا حتی سال‌ها را برای یافتن لبه معاملاتی خود در استراتژی‌های معاملاتی و روش‌های اختیاری صرف می‌کنند.

UC5vU74vofOOh7nfEtxhg8QEYasxdzPkSymDCG13.jpg

لبه معاملاتی چیزی است که بین سود و زیان تمایز قائل است، اما مشکل این است که بیشتر معامله‌گران مفهوم لبه معاملاتی را اشتباه درک می‌کنند. معامله‌گران تازه وارد و بی‌تجربه اغلب به دلیل تمرکز بر خوش‌بینی‌های روانشناسی، با طرز فکری مثبت فریب می‌خورند. اکثر معامله‌گران تصور می‌کنند که در صورت حل مسائل روانشناختی خود و یافتن یک سیستم معاملاتی مناسب و همچنین با چند معامله موفق و وارد شدن پول به حساب معاملاتی‌شان، لبه دارند و این همان لبه معاملاتی می‌باشد. ولی در واقع هیچ کدام، لبه معاملاتی نیستند. بخش‌های مهم یک استراتژی معاملاتی تفکر مثبت، مدیریت ریسک، نظم و انضباط و روانشناسی مناسب است.

برای داشتن لبه معاملاتی چه شرایطی را باید داشته باشیم؟

معمولاً لبه معاملاتی برای معامله‌گران و به خصوص معامله‌گران تازه وارد به دنیای بورس به خوبی قابل درک نیست، پس شاید بهتر است در ابتدا به توضیح دقیق لبه معاملاتی بپردازیم. معامله‌گر موفق، کسی است که از روش مشخص و تجربه شده، راهی را بیابد که فرصت‌های مناسب در بازار سرمایه را به خوبی شناسایی ‌کند و در بلند مدت، بر اساس این روش‌ها، نتایج مثبتی از معاملات بدست آورد. این فرصت‌های مناسب همان لبه معاملاتی می‌باشند.

به برخی از مواردی که باعث موفقیت در معاملات تجاری می‌شوند، توجه کنید:

- شما باید یک نظم تجاری داشته باشید که نرخ برد بالایی داشته باشد.
- نکته‌ای که باعث ایجاد مشکل در این لبه‌ها می‌شود، تبدیل شدن به یک آدم ریزبین است که خیلی سریع به معاملات وارد و یا خارج می‌شود. این کار با کارمزد و هزینه‌های مبادله‌ای، می‌تواند بسیار گران باشد. به طور کلی انجام این کار برای معامله‌گران جدید توصیه نمی‌شود.

اهمیت لبه معاملاتی در چیست؟

- در بیشتر مواقع شما در خدمت نیروهای بازار هستید و همچنان می‌توانید خوب عمل کنید، اما بینش کمتری نسبت به معاملاتی که در بازار رخ می‌دهد، دارید.
- برتری منظم بودن در معاملات این است که لبه معاملاتی در اختیار شما قرار می‌دهد تا نسبت به سایر سرمایه‌گذاران متفاوت عمل کنید.
- انجام کارهای مشابه با دیگران، نتایج مشابه به همراه خواهد داشت که باعث می‌شود در این مسیر، سرمایه‌گذار با شکست مواجه شود. لبه معاملاتی شما، مولفه اساسی استراتژی و طرز تفکر شماست که شما را از سایر معامله‌گران متمایز می‌سازد.

مولفه‌های شکل‌دهنده لبه معاملاتی

توجه و تمرکز بر روی نقاط ورود به معامله و غفلت از سایر مولفه‌ها که در شکل‌گیری لبه معاملاتی تأثیرگذار می‌باشند، از اشتباهات رایج بین معامله‌گران است. بسیاری از معامله‎گران این استنباط را دارند که اگر قدرت شناسایی نقاط ورود به معامله را داشته باشند، معاملات موفقی را در پیش خواهند داشت؛ اما برخی از دیگر مولفه‌ها بسیار تأثیرگذار است و در شکل‌گیری لبه معاملاتی موثر می‌باشد.

بطور کلی سرمایه‌گذاران مولفه‌های شکل‌دهنده لبه معاملاتی را تحت سه عنوان کلی دسته‌بندی می‌کنند:

- مولفه‌های مربوط به روانشناسی معامله‌گری
- مولفه‌های مربوط به مدیریت سرمایه
- مولفه‌های مربوط به استراتژی معاملاتی

زمان انجام یا عدم انجام معاملات، قاب زمانی انجام معامله، مقدمات انجام معامله، تکنیک‌های ورود و خروج از معاملات و غیره، از عناوینی هستند که علاوه بر مولفه‌های ذکر شده در بالا به آن‌ها نیز توجه می‌شود.

چطور می‌توان لبه معاملاتی مخصوص به تجارت خود را یافت؟

لبه معاملاتی خیلی پیچیده نیست و برای ایجاد یک الگوریتم که فعالیت شما را در بازار تضمین کند، نیازی به فرمول‌های پیچیده ریاضی ندارید. بهتر است در ابتدا نقاط قوت خود را شناسایی کنید سپس مزایای قابل توجهی از این نقاط بدست می‌آورید و این موضوع عملکرد شما را با دیگر معامله‌گران متفاوت می‌کند. شما ممکن است چندین لبه را برای تجارت خود انتخاب نمایید. معامله‌گران برای تعیین کاری که دقیقا در حال انجام آن هستند، لیستی را برای خود ایجاد می‌کنند که با کمک آن فعالیت روزانه خود را مدیریت و هدایت می‌کنند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا