بروکرهای فارکس بیت کوین

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

یوتیوب فرهاد مقدم سلیمی

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

بیت کوین ، بلاک چین و تحلیل کریپتوها در فرهاد اکسچنج

بیت کوین ، بلاک چین و تحلیل کریپتوها در فرهاد اکسچنج

تحلیل تکنیکی یا بنیادی؟! جلسه آموزشی تحلیل کریپتو ها – قسمت هشتم

آموزش بلاک چین و تحلیل کریپتو ها توسط فرهاد مقدم سلیمی – قسمت هشتم

بیت کوین ، بلاک چین و تحلیل کریپتوها در فرهاد اکسچنج تحلیل تکنیکی یا بنیادی؟! جلسه آموزشی تحلیل کریپتو ها – قسمت هشتم

یوتیوب فرهاد مقدم سلیمی

به طور کلی تحلیل ابزار مالی به دو دسته عمده تقسیم می شود.
1. تحلیل بنیادی FUNDAMENTAL ANALYSIS
2. تحلیل تکنیکی TECHNICAL ANALYSIS

در تحلیل بنیادی ما با عوامل اقتصادی خرد و کلان ابزار مالی مورد نظر و صورتهای مالی و حساب سود و زیان و قرارداد ها سر و کار داریم.
در تحلیل تکنیکال به ابزار ریاضی و روانشناسی فعالان بازار برای پیش بینی حرکت نمودار ها می پردازیم.

افراد طرفدار تحلیل بنیادی را FUNDAMENTALIST و افراد طرفدار تحلیل تکنیکی را CHARTIST می نامیم.

البته کلمه FUNDAMENTALIST در علوم سیاسی به معنای بنیاد گرا است.
اما در مفهوم بازار سرمایه منظور کسی است که به طور خاص توجهش بر روی تحلیل بنیادی سهام و اوراق مشتقه است.
و در مقابل CHARTIST ها توجه شان به تحلیل تکنیکی و استفاده از ابزار ریاضی و روانشناسی فعالین بازار برای پیش بینی سهام است.

حال سوال مهم این است:
برای تحلیل کریپتوکارنسی ها از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم یا تحلیل بنیادی؟

برای پاسخ به این سوال به جمله ای از Rene Rivkin اشاره می کنیم:
تاکنون هیچ چارتیست پولداری ندیده ام.
به نظر می رسد که این جمله ی Rene Rivkin پر بیراه نباشد.
تحلیل تکنیکی به صرف یک تحلیل مستقل اگر چه بسیار زیباست و ابزار خوبی دارد اما تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی به تنهایی نمی تواند برای تحلیل بازار سهام و اوراق مشتقه مفید باشد.
البته نتیجه گیری نهایی بر عهده ی دوستانی است که این ویدیو آموزشی را مشاهده میکنند تا با تشخیص و قوه عاقله خود تصمیم گیری کنند.

حال سوالی که پیش می اید آن است که آیا تحلیل تکنیکال به طور کلی بی فایده است؟
پاسخ البته خیر است.
تحلیل تکنیکی نه تنها بی فایده نیست بلکه بسیار کارساز است.
شرط کارساز بودن تحلیل تکنیکال آن است که حتما حتما همراه با تحلیل بنیادی استفاده شود.
یعنی ما با تحلیل بنیادی شرایط کلی بازار و TREND و روند کلی بازار را پیدا کنیم.
سپس با تحلیل تکنیکی نقاط ورود و خروج و روش مدیریت پوزیشن را پیدا کنیم.
در واقع این دو تحلیل لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
در رابطه با روش استفاده ترکیبی از دو تحلیل، در جلسات بعد صحبت خواهیم کرد.

تحلیل بنیادی در بورس چیست؟

تحلیل بنیادی در بورس چیست؟

اگر فعال بازار سرمایه هستید و یا حتی به تازگی وارد بازار سرمایه شده اید، حتما کلمه “تحلیل بنیادی” یا “تحلیل فاندامنتال” را بارها شنیده اید. یکی از تحلیل هایی که فعالان بازار سرمایه برای خرید سهام یک شرکت به سراغ آن می روند تحلیل بنیادی است. در ادامه با این تحلیل و مباحث آن بیشتر آشنا خواهیم شد. با ما همراه باشید.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یکی از روش های تحلیلی در بازار سرمایه است که افراد می‌توانند ارزش ذاتی اوراق بهادار را با عوامل مختلف اقتصادی و مالی ارزیابی کنند. این تحلیل هر عاملی را که بر ارزش سهم تأثیر می‌گذارد در نظر می‌گیرد. تحلیل بنیادی روشی برای آنالیز کردن سهام و دست یابی به ارزش ذاتی و واقعی آن است. در این نوع تحلیل، از عوامل اقتصاد کلان مانند شرایط اقتصادی و وضعیت سایر بازارها گرفته تا عوامل اقتصاد خرد مانند بهره‌ وری مدیریت شرکت و… مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تحلیل تکنیکال رو هم از اینجا بخون » تحلیل تکنیکال بورس

هدف از تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل گران بازار سرمایه به چند دسته تقسیم میشوند و عده ای جزء تحلیل گران بنیادی هستند. اما، چیزی که اهمیت دارد این است که هدف از تحلیل بنیادی چیست؟! هدف اصلی این تحلیل کشف ارزش ذاتی و واقعی سهم است که بتوان این عدد کشف شده را با قیمت فعلی سهم مقایسه نمود و مورد بررسی قرار داد و در نتیجه، با توجه به این مقایسه، سرمایه گذار بتواند برای خرید یا فروش سهم تصمیمات لازم را اتخاذ کند. همچنین، هدف نهایی از انجام چنین تحلیلی این است که سرمایه گذار بتواند با توجه به قیمت فعلی سهم به این نتیجه برسد که سهم بیشتر از ارزش خود قیمت‌ گذاری شده است و یا ارزشی کمتر از قیمت بازار دارد. (تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی بیشتر بخون » NAV چیست؟)

روش انجام تحلیل بنیادی چگونه است؟

این تحلیل در واقع این گونه است که تحلیل گر بنیادی زمان زیادی را با مطالعه اعداد و ارقام ترازنامه، سود ها، زیان ها، بدهی ها، وضعیت جریان نقدینگی، میزان درآمد های حاصله و… صرف میکند و در نهایت با کنار هم گذاشتن نتایج این مطالعات به اعداد و ارقامی میرسد که NAV و یا ارزش ذاتی سهم نام دارد. اساس کار این تحلیل به دست آوردن همین NAV یا ارزش ذاتی سهم است.

تحلیل بنیادی

مفهومی به نام ارزش ذاتی

ارزش ذاتی یا NAV سهام شرکت ها در واقع همان ارزش واقعی بدست آمده از تحلیل بنیادی است. برای مثال فرض میکنیم ارزش واقعی یک خودکار 1000 تومان باشد اما در حال حاضر در بازار با قیمت 100 تومان به فروش میرسد. پس با اطلاع داشتن از ارزش واقعی این خودکار، در هر قیمتی زیر 1000 تومان، میتوانیم با خرید این خودکار با اندکی صبر به سود خوبی دست پیدا کنیم.

حال آنکه اطمینان داریم خودکار دیر یا زود به قیمت ارزش ذاتی خود میرسد و چه بسا از آن پیشی هم بگیرد. همچنین باید بدانیم که اگر ارزش ذاتی به‌ دست ‌آمده بیشتر از قیمت فعلی سهم در بازار باشد، به‌ اصطلاح گفته می‌شود که سهم کم قیمت ‌گذاری شده است و دارای حباب منفی بوده که انتظار می ‌رود سهم رشد کرده و حباب منفی خود را پر نماید و به قیمت واقعی خود برسد و در نقطه مقابل اگر ارزش ذاتی سهم کمتر از قیمت فعلی بازار باشد گفته می‌شود که سهم بالاتر قیمت ‌گذاری شده است و اصطلاحا سهم دارای حباب مثبت بوده و انتظار می‌رود که قیمت بازار آن کاهش یابد.

برخی از اطلاعات و صورت های مالی شرکت ها در سایت Codal.ir موجوده » سامانه کدام چیه؟

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی هر عاملی که مرتبط با شرایط اقتصادی و مربوط به وضعیت کلی یک شرکت باشد، اهمیت دارد. از جمله این عوامل میتوان به موارد کمی همچون درآمد و سود تا موارد کیفی همچون کیفیت مدیریت و اعتبار یک شرکت که تعیین‌ کننده و مهم هستند، اشاره کرد. عوامل کمی که قابل‌ اندازه ‌گیری هستند و به ‌صورت اعداد و ارقام میباشند و دقت بیشتری را در ارائه تحلیل نشان می‌دهند. مانند سود سالیانه، میزان دارایی‌ها، بدهی‌ها، مخارج و… که جزء عوامل کمی هستند. همچنین شایان ذکر است که این عوامل کمی از صورت های مالی همچون ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد بدست می آیند.

عوامل کیفی که مورد بررسی در بنیاد شرکتها هستند بر اساس میزان کیفیت و سایر مشخصات غیرقابل‌ اندازه‌گیری میباشند. عوامل کیفی شامل کیفیت نحوه مدیریت مدیران اجرایی، مجوزها و گواهینامه‌ها، اعتبار نام تجاری و تکنولوژی‌های مورد استفاده شرکت هستند که دقت کمتری در ارزیابی دارند.

نتیجه گیری

یکی از تحلیل های موجود در بازار سرمایه بنیادی است که این نوع تحلیل بر خلاف تحلیل تکنیکال، دشوارتر است و تنها افراد خبره و آگاه قادر به انجام چنین تحلیلی هستند. همچنین این روزها، بازار سرمایه به شدت تحت الشعاع سهم های بنیادی و شاخص ساز است که در تعیین مثبت یا منفی بودن شاخص کل تاثیرگذارند. پس با داشتن اطلاعات کافی و بررسی های لازم حتما در سبد سهام تان سهم بنیادی داشته باشید و حد الامکان برای بلند مدت نگهداری کنید تا سود های قابل توجهی نصیب شما شود. موفق و پر سود تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی باشید.

سوالات متداول در رابطه با تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی روشی برای آنالیز کردن سهام و دست یابی به ارزش ذاتی و واقعی آن است.

هدف از تحلیل بنیادی محاسبه ارزش ذاتی یا NAV سهام شرکت هاست که در واقع همان ارزش واقعی سهم میباشد.

درآمد، دارایی، فروش، بازدهی، بدهی، حاشیه سود و رشد در آینده عواملی هستند که برای تخمین ارزش و پتانسیل رشد شرکت موردتوجه قرار می‌گیرند. همه این اطلاعات در صورت‌های مالی یک شرکت در دسترس است.

تحلیل بنیادی می‌تواند علاوه بر سهام، برای ارزیابی هر نوع اوراق بهادار دیگری مانند اوراق بدهی یا مشتقه نیز مورداستفاده قرار گیرد.

رفتارشناسی بازار سرمایه با تمرکز بر تحلیل تکنیکال

رفتارشناسی بازار سرمایه با تمرکز بر تحلیل تکنیکال

طی نشستی در شرکت سرمایه گذاری تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی بانک کشاورزی آسیب شناسی تحلیل تکنیکال مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش شبکه خبری اقصاد و بانک ایران (ایبِنا) به نقل از سنا، از آنجا که در چند سال اخیر استفاده از تحلیل تکنیکال رایج شده است، آسیب شناسی آن ضروری به نظر می رسد، بر همین اساس طی نشستی در شرکت سرمایه گذاری بانک کشاورزی آسیب شناسی تحلیل تکنیکال مورد بررسی قرار گرفت.

هدف اصلی از فعالیت در بازار سرمایه کسب سود است و این امر به تحلیل های دقیق نیاز دارد. مهمترین فاکتور مطالعه رفتار در بازار سرمایه و ارائه تحلیل، بررسی شرایط عرضه و تقاضا است و چون این چرخه در حوزه علوم انسانی قرار دارد به موضوعی پیچیده تبدیل شده و تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی مطالعه آن نیازمند ابزار های تحلیل کارآمد است.

عموما چهار نوع تحلیل اصلی در بازار سرمایه به کار می رود که شامل تحلیل بنیادی، تکنیکال، مالی و تحلیل اطلاعات است. از آنجا که در چند سال اخیر استفاده از تحلیل تکنیکال رایج شده، آسیب شناسی آن ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس طی نشستی در شرکت سرمایه گذاری بانک کشاورزی آسیب شناسی تحلیل تکنیکال مورد بررسی قرار گرفت.

عصر سه شنبه نشستی با حضور کامیار فراهانی فرد، فعال بازار سرمایه و بهروز خدارحمی، دبیر کل نهاد های مالی و سرمایه گذاری، با موضوع "رفتارشناسی بازار سرمایه با تمرکز بر تحلیل تکنیکال" در شرکت سرمایه گذاری بانک کشاورزی برگزار شد.

بهروز خدارحمی در ابتدای این نشست به نقد تحلیل تکنیکال پرداخت و عنوان کرد: تحلیل تکنیکال به عنوان یک متدولوژی، از تحلیل تاریخچه قیمت های بازار سرمایه برای پیش بینی قیمت های آتی بهره می برد.

وی ادامه داد: این ابزار تحلیلی از سه پیش فرض تشکیل شده است. 1- قیمت همه چیز را در خود دارد، 2- بازار از یک روند ثابت پیروی می کند و 3- در تحلیل تکنیکال به ثبات رفتار فعالین بازار سرمایه و قابل پیش بینی بودن آن تاکید شده است.

دبیر کل نهاد های مالی و سرمایه گذاری با بیان اینکه تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی قرار دارد اظهارداشت: باید به تفاوت های این دو ابزار تحلیلی توجه داشت. تحلیل تکنیکال یک ابزار تحلیلی مستقل است و نباید آن را به عنوان زیر شاخه های تحلیل کمی به حساب آورد.

وی یکی از آفت های تحلیل تکنیکال را دور شدن بازار سرمایه از فرآیند سرمایه گذاری های طولانی مدت دانست و در نقد این ابزار تحلیلی بیان کرد: علی رغم آنکه در اصول اولیه تحلیل تکنیکال، به کارآیی آن در شرایط خاصی از بازار سرمایه اشاره شده، اما از این ابزار تحلیلی در همه شرایط استفاده می شود.

وی افزود: در ایران 22 روز کاری وجود دارد و همچنین زمان فعالیت روزانه بازار سرمایه 4 ساعت است، در حالی که این ابزار متناسب با 25 روز کاری و بر اساس تقویم میلادی و همچنین فعالیت روزانه بازار های سرمایه بیش از 4 ساعت طراحی شده است.

دبیرکل نهاد های مالی و سرمایه گذاری با اشاره به فن پیش بینی بیان کرد: در پیش بینی، ده ها حالت بیان می شود و این امکان وجود دارد که یکی از این حالت ها درست باشد. تحلیل تکنیکال نیز از همین قاعده پیروی می کند، ده ها حالت متصور می شود که ممکن است یکی از آنها درست باشد.

خدارحمی افزود: همچنین بعضا نمودارهای تحلیلی این ابزار، برای مطالعه بازار ارز و طلا طراحی شده و به هیچ عنوان برای تحلیل بازار سرمایه قابل استفاده نیست و منابع آموزشی آن به هنگام نشده است.

وی با بیان اینکه افراد، تحلیل تکنیکال را معادل مدیریت بازار سرمایه می دانند، گفت: این یک تفکر رایج و اشتباه است. این فرآیند عامل بر هم زدن نظم بازار سرمایه است و همچنین به سرمایه گذاری های کوتاه مدت منجر خواهد شد.

دبیرکل نهاد های مالی و سرمایه گذاری یکی دیگر از اشکلات وارد شده به تحلیل تکنیکال را ذهنی بودن آن دانست وگفت: نمودارها بر اساس تصورات ذهنی افراد و منطق فردی تحلیل می شوند و از یک روند طراحی شده پیروی نمی کنند.

در ادامه این نشست کامیار فراهانی فعال بازار سرمایه، به بیان دیدگاه های خود پرداخت. وی ضمن قبول نقد های بیان شده عنوان کرد: برخی از نقد های عنوان شده درست است اما تحلیل تکنیکال عامل برهم زدن نظم بازار سرمایه نیست.

این فعال بازار سرمایه ادامه داد: دلیل فاصله گرفتن بازار سرمایه از سرمایه گذاری های طولانی مدت، تحلیل تکنیکال نیست. از سال 84 تا کنون بازار سرمایه بیست برابر رشد کرده است، چارتیست ها و افراد عادی هم بیست برابر رشد کرده اند اما شرکت های بزرگ سرمایه گذاری متناسب با این افزایش ظرفیت بازار سرمایه رشد نکرده اند، خارج شدن نقدینگی شرکت های بزرگ از بازار سرمایه عامل بر هم زدن نظم بازار است.

وی افزود: در گذشته فعالیت شرکت های بزرگ سرمایه گذاری بازدهی بازار سرمایه را متعادل می کرد و انتظار سرمایه گذاران رشدی معادل 25 درصد بود در حالی که امروز انتظار بازدهی به 50 درصد رسیده و ریسک پذیری نیز متناسب با آن افزایش پیداکرده و این عامل اصلی دور شدن بازار سرمایه از سرمایه گذاری های طولانی مدت است.

این فعال بازار سرمایه ضمن بیان این نکته که منابع تحلیل بنیادی نیز مانند تحلیل تکنیکال بروز نشده و داده های مورد نیاز برای تحلیل بنیادی نیز در دسترس نیست، خاطر نشان کرد: در صورتی که تحلیل تکنیکال فاقد کارآیی بود توسعه پیدا نمی کرد.

وی در پایان بیان کرد: تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال یا هر تحلیل دیگری صرفا یک ابزار است. این ابزارها برای شناسایی تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی سود طراحی شده اند و هر یک از این ابزار ها که بتواند به افزایش بازدهی منجر شود باید مورد استفاده قرار بگیرد. تفاوتی در ابزار های تحلیلی نیست، به بیان دیگر در واقع تحلیل بنیادی نیز مشمول نقد هایی است که متوجه تحلیل تکنیکال است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا