اموزش فارکس در ایران

حالت تعادل

دانلود رایگان پروژه مهندسی مواد : پیش بینی حالت تعادل برای یک آلیاژ

پروژه رایگان مهندسی مواد : پیش بینی حالت تعادل برای یک الیاژ

فهرست:

۲-سیستم های یک جزیی

۱-۲- انرژی گیبس به صورت تابعی از دما

۳-محلول های دوتایی

۱-۳- انرژی آزاد گیبس محلول های دوتایی

۲-۳-محلول ایده آل

۴-۳- محلول های باقاعده

۶-۳-فازهای منظم شده

۴-نمودارهای فازی دوتایی

۱-۴-یک نمونه فاز ساده

۲-۴-سیستم های با نقص در منطقه انحلال

۳-۴-آلیاژهای منظم شده

۴-۴- سیستم های اوتکتیک ساده

۵-۴-نمودارهای فازی دربردارنده فازهای میانی

۵- تاثیر سطوح مشترک بر تعادل

چکیده ای از مقدمه آغازین ” پروژه پیش بینی حالت تعادل برای یک آلیاژ ” بدین شرح است:

اساسی ترین کاربرد ترمودینامیک در متالوژی فیزیکی پیش بینی حالت تعادل برای یک آلیاژ است .

در بررسی های مربوط به دگرگونی های فازی ما همیشه با تغییر سیستم به سمت تعادل روبه رو هستیم. بنابراین ترمودینامیک به صورت حالت تعادل یک ابزار بسیار سودمند می تواند عمل کند. باید توجه داشت که ترمودینامیک به تنهایی نمی تواند سرعت رسیدن به حالت تعادل را تعیین کند .

یک فاز به عنوان بخشی از یک سیستم تعریف می شود که دارای خصوصیات و ترکیب شیمیایی یکنواخت و همگنی بوده و از نظر فیزیکی از دیگر بخشهای سیستم جداشدنی است . اجزای تشکیل دهنده یک سیستم خاص عناصر مختلف یا ترکیب های شیمیایی است که سیستم را بوجود می آورد و ترکیب شیمیایی یک فاز یا یک سیستم را می توان با مشخص کردن مقدار نسبی هر جزء تشکیل دهنده تعیین کرد .

به طور کلی دلیل رخداد یک دگرگونی این است که حالت اولیه یک آلیاژ نسبت به حالت نهایی ناپایدارتر است اما پایداری یک فاز چگونه تعیین می شود ؟ این پرسش به وسیله ترمودینامیک پاسخ داده می شود . برای دگرگونی هایی که در دما و فشار ثابت رخ می دهد پایداری نسبی یک سیستم از انرژی آزاد گیبس G آن سیستم مشخص می شود .

سیستم تعادل انسان: هماهنگی پیچیده ای از سیستم های مرکزی و محیطی

غالباً سیستم تعادل افراد به صورت بدیهی عملکرد مناسبی دارد. اکثر افراد می توانند بدون مشکل روی ساحل ماسه ای قدم بزنند و از پیاده رو به به زمین چمن بروند و در شب بدون زمین خوردن از حالت تعادل تختخواب خارج شوند.

هر چند در صورت ایجاد اختلال در سیستم تعادلی، چنین فعالیت هایی می توانند بسیار سخت و گاه خطرناک باشند. علائمی که با اختلال در تعادل همراه است می تواند شامل سرگیجه، گیجی، مشکلات شنوایی و بینایی و مشکل در تمرکز و حافظه باشد.

سیستم تعادل انسان

تعادل چیست؟

تعادل توانایی حفظ بدن، بر مرکز ثقل آن است. سیستم تعادلی که عملکردی مناسب دارد به فرد اجازه می دهد تا در حین حرکت دادن سر دید واضحی داشته باشد، بتواند جهت یابی نموده و جهت و سرعت حرکت فرد را تعیین نماید. همچنین بتواند به صورت غیر ارادی در شرایط و فعالیت های مختلف وضعیت بدنی مناسب و پایداری خود را حفظ نماید.

تعادل توسط مجموعه ای پیچیده از سیستم های حسی حالت تعادل شامل بینایی، لامسه، سیستم تعادلی گوش (سیستم دهلیزی) و تجمیع آنها در مغز حاصل شده و حفظ می شود. آسیب، بیماری، داروهای خاص یا روند افزایش سن می تواند بر یک یا چند مورد از این مؤلفه ها تأثیر بگذارد. علاوه بر تجمیع اطلاعات حسی، حالت تعادل ممکن است عوامل روانشناختی نیز وجود داشته باشد که احساس تعادل ما را مختل کند.

سیستم تعادل انسان: هماهنگی پیچیده ای از سیستم های مرکزی و محیطی

ورودی حسی

حفظ تعادل به اطلاعات دریافت شده توسط مغز از سه منبع: چشم، عضلات و مفاصل و اندام های تعادلی گوش بستگی دارد. هر سه این منابع اطلاعاتی را به صورت پالس های عصبی به مغز می فرستند.

ورودی از چشم ها

گیرنده های حسی در شبکیه، سلول های استوانه ای و مخروطی نامیده می شوند. اعتقاد بر این است که گیرنده های استوانه ای برای دید بهتر در شرایط کم نور تنظیم می شوند (مثلاً شب ها). گیرنده های مخروطی به دیدن رنگ ها و جزئیات ظریف تر دنیای ما کمک می کنند. هنگامی که نور به گیرنده های استوانه ای و مخروطی برخورد می کند، این گیرنده ها پالس هایی را به مغز می فرستند که مشخص می کند موقعیت فرد نسبت به اشیاء به چه شکل است. به عنوان مثال، زمانی که یک عابر پیاده در خیابان های شهر قدم می زند، ساختمان های اطراف به صورت تراز عمودی مشخص می شوند.

ورودی از عضلات و مفاصل

وقتی فردی که ایستاده به جلو خم می شود، فشار در قسمت جلوی کف پا احساس می شود. با هر حرکت پاها، بازوها و سایر قسمت های بدن، گیرنده های حسی با ارسال پالس هایی به مغز آن را با خبر میکنند.

پالس های حسی ارسالی از گردن و مچ پا از حالت تعادل اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. اطلاعات ارسالی از گردن نشان دهنده جهت چرخش سر است. پیام های ارسالی از مچ پا نشان دهنده حرکت بدن یا تکان خوردن نسبت به سطحی که فرد بر روی آن ایستاده (کف یا زمین) و کیفیت آن سطح (به عنوان مثال سخت، نرم، لغزنده یا ناهموار) است.

ادغام ورودی های حسی

اطلاعات ارسالی از ارگان های حسی (چشم، عضلات و مفاصل و سیستم تعادلی گوش) به ساقه مغز ارسال می شود. این اطلاعات در مغز با اطلاعات بدست آمده توسط مخچه (مرکز هماهنگی مغز) و قشر مغز (مرکز تفکر و حافظه) طبقه بندی و یکپارچه می شود.

اگر ورودی های حسی که از منبع های چشم، عضلات و مفاصل یا سیستم تعادلی گوش دریافت می شود با هم مغایرت داشته باشند، ممکن است فرد در موقعیت یابی خود دچار مشکل شود.

خروجی حرکتی

بعد از پردازش اطلاعات حسی توسط مغز، اعصاب مغز پالس هایی را به عضلات منتقل می کند که حرکت چشم ها، سر و گردن، تنه و پاها را کنترل می کنند. بنابراین به فرد امکان می دهد تعادل را حفظ کرده و هنگام حرکت بینایی (دید) واضحی داشته باشد.

سیستم تعادل هماهنگ

سیستم تعادل انسان شامل مجموعه ای پیچیده از سیستم های کنترل حسی-حرکتی است. ممکن است مکانیسم های بازخورد درهم تنیده آن با آسیب به یک یا چند مؤلفه از طریق آسیب، بیماری و یا روند افزایش سن مختل شود. اختلال در سیستم تعادل بدن می تواند با علائم دیگری مانند سرگیجه، گیجی، مشکلات بینایی، حالت تهوع، خستگی و مشکلات تمرکز همراه باشد.

پیچیدگی سیستم تعادل انسانی چالش هایی را در تشخیص و درمان علت اصلی عدم تعادل ایجاد می کند. ادغام اطلاعات به دست آمده از طریق سیستم های دهلیزی و بصری به این معنی است که اختلالات موثر بر یک سیستم مجزا می تواند به طور قابل توجهی احساس تعادل طبیعی فرد را مختل کنند.

اختلال عملکرد سیستم تعادلی گوش یکی از مهم ترین علل سرگیجه و عدم تعادل می باشد.

داشتن حالت تعادل در نیروی مردانه و زنانه

هر مرد يا زني داراي نيروهاي مردانه و زنان هستند. بدون ترکيب اين دو نيرو نمي‌توانستيم وجود داشته باشيم. نامتعادل بودن درونيِ اين دو نيروي مکمّل يکديگر، سبب بروز بسياري از مشکلات روابط زناشويي است. وقتي مردي نيروي تمايلات مردانه خود را نسبت به تمايلات زنانه‌اش بيشتر توسعه دهد. در اين حالت وي خيلي خود محور و مغرور به نظر مي‌رسد. در واقع اين زماني حالت تعادل است که او روي نيازمندي‌هاي ديگران متمرکز نيست. همچنين بي‌توجّه و بي‌اعتنا بنظر مي‌رسد، امّا مشکل واقعي او، عدم توانائيش در دسترسي به قسمت حالت زنانه درون خود مي‌باشد، که از طريق اين نيورها مي‌تواند خيلي ساده از نيازهاي ديگران آگاه گردد.
به همين نحو زني که به نيروي زنانه خود دسترسي دارد، بيش از حدّ به فکر ديگران است و نسبت به خودش زياد توجّه ندارد. مواقعي که به علّت عدم دسترسي به نيازهاي خود، تحت تنش قرار مي گيرد، فکر او خيلي بيشتر بسط و توسعه مي‌يابد و بيشتر معاشرتي مي‌شود. او خود را خيلي بيشتر نسبت به نياز ديگران مسئول احساس مي‌نمايد، ولي خودش را کاملاً فراموش مي‌کند، حتّي بدون اين که آگاه باشد چه کار مي‌کند، خود را فدا مي‌نمايد. در مواقعي که احتياجات و نيازهايش بيشتر مي‌شوند، قادر به درخواست آنها نيست و نمي‌تواند در مورد آن صحبت کند، زيرا از آن اطلّاعي ندارد.
درست زماني که يک مردِ تحت تنش، به نظر مي‌رسد که انساني بي‌محبت، بي‌عاطفه و بي‌توجّه است. يک زن در همين زمان به نظر مي‌رسد، که حاضر به پشتيباني شدن و حالت تعادل دريافت نيست، زيرا ذهن او در حال باز شدن و انبساط و گسترش بيشتر خود است.
براي گريز از اين حالت‌هاي افراطي، مردان نياز دارند که هر دو نيروي زنانه و مردانه خود را جستجو نموده، آنها را توسعه داده و متعادل سازند، و زنان نيز بايد همين کار را انجام دهند. با آميزش نيروهاي تکميلي، نه فقط روابط ما بهبود مي‌يابند، بلکه باعث افزايش نيروي خلاقّه و سازنده مي‌گردند.
جهت نايل شدن به تعادل بيشتري دروني، طبيعتاً به طرف مشخصه‌هايي جذب مي‌شويم که تعادل حاصله را کامل‌تر نمايند. کيفيّت‌هاي مردانه به صورت طبيعي به طرف کيفيّت‌هاي زنانه جذب مي‌وند و بالعکس. اين يکي از حالت تعادل اسرار مرموز طبيعت، درباره جذب مردان و زنان به يکديگر است.
در جهت يادگرفتن اجراي عشق واقعي و قبول، پذيرش و درک اين تفاوت‌ها خود به خود به شخصيت حقيقي‌مان مي‌رسيم.
مردها از طريق دوست داشتن زنها، بيشتر به طرف حالتهاي زنانه کشيده مي‌شوند، در حالي که کيفيّت‌هاي مردانه خود را حفظ مي‌نمايند. يک زن نيز از طريق عشق ورزيدن به يک مرد، بدون اينکه کيفيّت‌هاي زنانه خود را از دست بدهد، به طرف حالتهاي بيشتر مردانه حرکت خواهد کرد.
با عشق‌ورزي و احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي طبيعي خودمان متعادل مي‌گرديم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا